8 معیار در افیلیت مارکتینگ باید به آن توجه ویژه کرد

معیار در افیلیت مارکتینگ | بگذارید مطلب را با یک سوال از شما آغاز کنیم: آیا از افیلیت مارکتینگ کسب سود می کنید؟

ممکن است پس از اجرای کمپین های خود درآمد خوبی کسب کنید، اما پس از در نظر گرفتن تمام هزینه هایی که کرده‌اید، آیا واقعاً درحال کسب سود هستید و تراز مثبتی دارید؟

اگر پاسخ شما این است که «احتمالاً می‌توانم سود بیشتری کسب کنم»، مطمئن شوید که به این 8 معیار کلیدی افیلیت مارکتینگ توجه ویژه‌ای دارید و آن‌ها را به دقت ردیابی می‌کنید.

در این مطلب معیارهای لازم برای ردیابی و چیزهایی که می‌توانید از آن‌ها یاد بگیرید ، کارهایی که می‌توانید در نتیجه این معیارها انجام دهید و… را برای شما شرح می دهیم. بهتر از همه، در نهایت تمام اختصارات عجیب و غریبی که در این حوزه مدام می شنوید، مانند CTR، CR، CV، AP و eCPA را متوجه خواهید شد. با افیلیو همراه باشید.

معیارهای بازاریابی وابسته چگونه کار می کنند؟

معیارها بیانگر نسبت بین بخش های مختلف ترافیک در قیف کمپین شما را هستند. نسبت های غیرمعمول ممکن است نشان دهنده مشکلات و راه حل های بالقوه باشند. پس از تجزیه و تحلیل دقیق معیارها، ممکن است بخواهید از خودتان چند سوال بپرسید.

آیا صفحه فرود (Landing Page) من نیاز به بروزرسانی دارد؟

آیا پیشنهاد من ایراد دارد؟

آیا تبلیغ من به راحتی مشاهده نمی‌شود؟

بدیهی است که ممکن است بیش از یک مشکل در کمپین شما وجود داشته باشد و اغلب برای ریشه‌یابی آن مشکل فقط یک توضیح ساده وجود ندارد. برای ذقیق‌تر کردن تحلیل خود، از نگاه جداگانه به هر معیار خودداری کنید و در عوض آنها را به عنوان یک کل تجزیه و تحلیل کنید.

به این موضوع با این دید نگاه کنید: اگر کمپین افیلیت مارکتینگ شما یک بیمار بود، این معیارها نشانگرهای حیاتی آن خواهند بود. شما نمی توانید تنها با نگاه کردن به دمای بدن بیمار مشکل او را تشخیص دهید. اما اگر دمای بالا با ضربان قلب سریع و نامنظم و به علاوه مخاط خشک همراه باشد، تشخیص واضح است: کم آبی بدن.

حال به 8 معیاری که می توانند به شما کمک کنند کمپین های افیلیت مارکتینگ خود را درمان کنید خواهیم پرداخت.

معیارهای اصلی افیلیت مارکتینگ چه اطلاعاتی به ما می دهند؟

معیارهای ذکر شده در این مطلب،باید توسط هر افیلیت مارکتر، بدون هیچ استثنایی، فراگرفته و ردیابی شود.

1. نرخ کلیک

نرخ کلیک (CTR)،  نسبت افرادی است که روی دکمه دعوت به اقدام (CTA) در صفحه فرود شما کلیک کرده اند به تعداد کل افرادی که از صفحه فرود بازدید کردهاند. این معیار به طور کلی به شما می گوید که صفحه فرود شما چقدر موفق است. اگر افراد زیادی به سایت شما می آیند اما فقط چند نفر بیش‌تر روی CTA کلیک نمی کنند، احتمالاً با یک صفحه فرود ضعیف مواجه هستید.

افراد ممکن است صفحه شما را به دلایل مختلفی ترک کنند:

آنها نمی دانند که در گام بعد چه کاری باید انجام دهند. دکمه CTA در دیدشان نیست یا یک پیام واضحی نمی دهد.

زمان بارگذاری صفحه شما بسیار طولانی است و افراد نمی خواهند منتظر بمانند.

محتوا یا خلاقه های (creatives) شما بازدیدکنندگان را متقاعد نمی‌کند که پیشنهادی که ارائه می‌دهید خوب و جالب است.

طراحی صفحه فرود شما با محتوای آگهی و پیشنهاد شما همخوانی ندارد.

پیشنهاد شما برای بازدیدکنندگان اصلا جذاب نیست. این مسئله را می توان با اطلاع از نرخ تبدیل بهتر قضاوت کرد.

CTR پایین نشانه و سیگنالی برای تغییر است، نه حذف صفحه فرود. قبل از اینکه آن صفحه را دور بیندازید، سعی کنید آن را بهینه کنید. زمان بارگذاری صفحه را بررسی کنید، مطمئن شوید که دعوت به اقدام (CTA) شما واضح و قابل مشاهده است و به درستی نمایش داده می‌شود. بررسی کنید که طرح صفحه با محتوای آگهی و لحن پیشنهاد همخوانی دشته باشد. فقط زمانی که این بهینه سازی های ساده را انجام دهید و لندینگ به روز شده را آزمایش کنید، می توانید بفهمید که آیا آن صفحه ارزش نگهداری دارد یا خیر!

معیار در افیلیت مارکتینگ

2. نرخ تبدیل

CR که مخفف Conversion Rate است به صورت نسبت تعداد تبدیل‌های مورد نظر شما به بازدیدها یا کلیک‌ها (بسته به وجود صفحه لندینگ در کمپین یا مرحله مورد بررسی در قیف کمپین) است. این معیاربه شما می‌گوید چند درصد از افرادی که پیشنهاد شما را دریافت کرده‌اند عمل مورد نظر شما را انجام داده اند و تبدیل شده اند.

نرخ تبدیل معمولا ارزیابی خوبی از کیفیت پیشنهاد شما است. نرخ تبدیل بالا می‌تواند نشان دهنده جذاب بودن پیشنهاد شما باشد. اما باید دو چیز را در نظر داشته باشید:

  1. نرخ تبدیل بالا لزوماً برابر با کسب درآمد زیاد نیست. یک بازدید و یک تبدیل همچنان درواقع فقط یک عمل پرداخت است (یعنی دریافت یک کمیسیون ). گرچه نرخ تبدیل صد در صد است.
  1. نرخ تبدیل پایین به طور قطعی نشانه‌ی کیفیت پایین پیشنهاد نیست. ممکن است به این معنا باشد که مخاطبان فعلی شما را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد و آن‌ها را مجذوب نمی کند. ایجاد تغییر در نحوه و گزینه های هدف گذاری ترافیک شما ممکن است کمک کننده باشد.

برای دقیق تر بودن، بگذارید نرخ تبدیل را به عنوان معیاری برای اندازه گیری جذابیت پیشنهاد شما برای مخاطبان فعلی شما درنظر بگیریم. اگر نرخ تبدیل پایین است، می‌توانید پیشنهاد یا مخاطب خود را تغییر دهید.

برای کسب اطلاعات هیچ منبعی بهتر از آن دسته از مشتریان شما که تبدیل شده اند وجود ندارد. می‌توانید از آن‌ها نظرسنجی کنید و متوجه شوید که چه چیزی باعث شده است که پیشنهاد شما را قبول کنند و چقدر از آن رضایت دارند. درباره سوابق و ویژگی‌های مشتریان خود سؤال بپرسید: آنها چگونه افرادی هستند، از کجا به سایت شما آمده اند و علایق آن‌ها چیست. سپس، از این دانش به دست آمده برای بهینه سازی بیشتر نحوه هدف گذاری ترافیک سایت استفاده کنید.

3. هزینه

اختصاراتی مانند CPC/CPA/CPM/Revshare ، به روش‌های مختلفی اشاره می‌کند که منابع ترافیک شما از شما هزینه دریافت می‌کنند. این هزینه زمانی ایجاد می‌شود که کسی:

روی تبلیغ شما کلیک می کند.(CPC، هزینه هر کلیک)

آگهی شما را می بیند. (CPM به ازای هر 1000 نمایش)

عمل مورد نظر شما را انجام می‌دهد یا به اصطلاح تبدیل می‌شود. (CPA (هزینه به ازای هر اقدام) یا RevShare (درصدی از درآمد))

 صرف نظر از مدل هزینه و منبع ترافیک مورد استفاده، باید بر میزان هزینه‌ای که می‌کنید نظارت دقیقی داشته باشید. افیلیت مارکتینگ فقط به کسب درآمد خلاصه نمی‌شود، بلکه بیشتر در مورد کسب درآمد بیشتر از مقدار هزینه است.

هزینه همچنین مبنای محاسبه سایر معیارها، مانند ROI یا سود است. اگر هزینه ها را ردیابی نمی کنید، سایر معیارها و ردیابی آن‌ها یا نشدنی است یا بی‌فایده.

4. مقدار پرداخت

مقدار پرداخت (Payout) مبلغی است که پس از تبدیل موفقیت آمیز به شما پرداخت می شود. دانستن مقدار هزینه و پرداخت امکان محاسبه نرخ بازگشت سرمایه و سود را می دهد.

پرداخت ها می توانند بین انواع مختلف تبدیل متفاوت باشند. برای مثال، می‌توانید یک پرداخت برای نصب برنامه و بعد از آن پرداخت دومی با ارزشی متفاوت برای خرید درون‌برنامه دریافت کنید. 

آخرین چیزی که در مورد پرداخت ها باید به خاطر بسپارید این است که گاهی اوقات می توانید پرداخت های متوالی (آپسل-Upsell) داشته باشید، به عنوان مثال، بازدیدکنندگان شما ممکن است یک محصول را دو بار خریداری کنند. این اتفاق منجر به پرداخت مضاعف می شود. اگر این امکان وجود دارد حواستان باشد که آن‌ها را نیز ردیابی کنید.

5. نرخ بازگشت سرمایه

نرخ بازگشت سرمایه ROI که مخفف عبارت Return on Investment است به نسبت پول به دست آمده در مقابل پول سرمایه گذاری شده می‌گویند. ROI احتمالاً مهمترین (و نه تنها) معیار مالی است که باید به آن توجه کنید.

ROI اگر مثبت باشد به این معنی است که در حال کسب درآمد هستید. اگر صفر باشد یعنی نه چیزی دارید به دست می‌آورید و نه ضرر می‌کنید. ROI منفی نیز به معنی این است که در حال از دست دادن سرمایه‌تان هستید.

مانند بسیاری از معیارهای نسبتی، ROI به شما اطلاعات زیادی درباره بهینه سازی قیف کمپین شما می دهد. اما نمی تواند اطلاعات دقیقی درباره میزان درآمد شما بدهد. حتی اگر بازگشت سرمایه شما 500 درصد باشد، باید حجم ترافیک خوبی داشته باشید تا درآمد مناسبی داشته باشید.

برخلاف معیارهای قبلی که معمولاً در سطح کلی‌تری بررسی و تجزیه و تحلیل می‌شوند، ROI می‌تواند برای تصمیم‌گیری درباره سودآوری هر چیز مفردی (مانند تبلیغات، سایت‌ها، ویجت‌ها و …) استفاده شود. نگاه کردن به ROI در سطحی ریزتر و دقیق تر، اولین گام از فرآیند بهینه سازی است و مبنایی برای متوقف کردن چنین مواردی در منابع ترافیک است.

چند معیار پیشرفته‌تر برای افیلیت مارکترها

معیارهای پیشرفته‌ای که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم نیز نیاز است که توسط اکثر افیلیت مارکترها استفاده و تجزیه و تحلیل شوند، مگر اینکه آنها فقط به اجرای چند کمپین بسیار ساده بپردازند.

1. ستون‌های سفارشی

ستون‌های سفارشی (Custom Columns) به شما امکان می دهند تقریباً هر معیاری را که می خواهید ایجاد کنید. ستون‌های سفارشی به شما این امکان را می دهد که عملیات ریاضی پایه را با چندین عدد و معیار موجود انجام دهید. این امکان در اکثر ابزارهای ترکینگ وب موجود است.

حال چگونه می توان از این ویژگی استفاده کرد؟ به این چند نمونه توجه کنید:

سود پس از مالیات: می توان یک ستون سفارشی ایجاد کرد که دربردارنده سود شما پس از کسر مالیات باشد و مقدار مالیات را از درآمد حاصل کم کند.

هزینه به ازای هر تبدیل دلخواه: می‌توان هزینه را به طور جداگانه برای هر نوع تبدیل (به عنوان مثال ایجاد مشتری سرنخ) محاسبه کرد.

نسبت کلیک به کلیک منحصر به فرد (unique clicks) یا نسبت بازدید به بازدید منحصر به فرد (unique visits): درادامه به بررسی این مورئ بهطور دقیق‌تر خواهیم پرداخت.

و بسیاری موارد دیگر

ستون‌های سفارشی باید بر اساس نیازهای کسب‌وکار شما تنظیم شوند. هنگام ایجاد زیرساخت به امکان ردیابی معیار دلخواه شما توسط ابزار ترکینگ مورد استفاده شما دقت داشته باشید.

2. خطاها

خطاها به شما نشان می دهند که آیا در کمپین شما خطایی وجود دارد یا خیر. خطاها گستره‌ی بزرگی را شامل می‌شوند، از راه اندازی و تنظیم کمپین گرفته تا مسدود شدن کمپین شما توسط منبع ترافیک.

سلامت کمپین خود را مدام پایش کنید و در صورت ایجاد مشکل به سرعت واکنش لازم را نشان دهید تا ترافیک شما هدر نرود.

دربسیاری از ابزارهای ردیابی می‌توانید نتظیمات ارسال هشدار خودکار ایجاد کنید تا در صورت بروز شرایطی خاص ایمیلی برای شما ارسال شود. این قابلیت به شما این امکان را می دهد که به مشکلاتی که ممکن است کمپین شما با آن مواجه شود سریع واکنش نشان دهید.

3. بازدید و کلیک منحصر به فرد

این معیار ممکن است یکی از آن معیارهایی باشد که فکر نمی‌کردید به آن نیاز خواهید داشت اما اکنون متوجه می‌شوید که چقدر برای کسب و کارتان ضروری است.

هر زمان که شخصی یک لینک کمپین را مشاهده می‌کند (visit) یا یک بر روی لینک کلیک می‌کند (click) یک کوکی در مرورگر او قرار می گیرد. اگر آن شخص دوباره این کار را در زمان فعال بودن آن کوکی انجام دهد، آن بازدید یا کلیک به صورت غیر منحصر به فرد (non-unique) محسوب می شود.

بنابراین، بازدید یا کلیک‌ غیر منحصر به فرد ( non-unique) نشانگر بازدیدکنندگان است که به قیف کمپین شما بازگشته‌اند. می‌‍توانید این جوانب را در مورد آن‌ها بررسی کنید:

آیا چیزی آنها را از تکمیل قیفی که در آن قرار داشته‌اند باز داشته است؟ آیا آنها نیاز به متقاعدسازی بیشتری دارند؟ می‌توانید مسیر قاعده‌مندی ایجاد کنید که بازدیدکنندگان غیر منحصر به فرد را به صفحه فرود دیگری هدایت کند و به آن‌ها پیام و محتوای متفاوتی نمایش دهد.

شاید پیشنهاد شما آنقدر خوب باشد که بخواهند دوباره از پیشنهاد شما استفاده کنند. آیا تبدیل های متوالی بعدی (آپسل) را ردیابی می کنید؟ داده های تبدیل متوالی را با بازدیدهای غیر منحصر به فرد مقایسه کنید. شاید متوجه شوید یک پیشنهاد طلایی در دستان خود دارید!

جمع‌بندی

سعی می‌کنیم خیلی از پیتر دراکر (پدر علم مدیریت نوین) نقل قول نکنیم، اما باید به این یقین برسید که چیزی که نتوان اندازه‌گیری کرد را نمی‌توان مدیریت کرد.

برویم سر اصل مطلب،  دلیلی برای ردیابی صرفاً برای نمایش تخصص و هنر وجود ندارد. داده‌ها باید توسط شما درک شوند و برای شما دانش و بینش ایجاد کنند. سپس بر اساس تحلیل و بینش ایجاد شده توسط داده‌ها اقدام به عمل کنید.

امیدواریم این راهنما به شما کمک کند تا ردیابی معیارهای مهم افیلیت مارکتینگ را به صورت آسان‌تر و مؤثرتری انجام دهید.

0 نظر

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.